کشورهایی که از گاهشماری خورشیدی استفاده میکنند، معمولا سال نو را در اولین روز بهار جشن میگیرند. در این حالت، سال نو از لحظه اعتدال بهاری آغاز میشود. در دانش ستارهشناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیمکره شمالی زمین به لحظهای گفته میشود که خورشید از صفحه استوای زمین می گذرد و به سوی شمال آسمان میرود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده میشود،[2] و در گاهشماری هجری خورشیدی با نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین برابر است. این روز را در بسیاری از کشورهای آسیای میانه نوروز مینامند. این روز در گاهشماری میلادی با 21 یا 22 مارس مطابقت دارد.[3]
نوروز یکی از کهنترین جشنهای به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن میگیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار 1 فروردین در ایران مطابق با 1 حمل در افغانستان و دیگر کشورهای برگزارکننده نوروز است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب میشود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.
جغرافیای نوروز با نام نوروز یا مشابه آن، سراسر خاورمیانه، بالکان، قزاقستان، تاتارستان، در آسیای میانه چین شرقی (ترکستان چین)، سودان، زنگبار، در آسیای کوچک سراسر قفقاز تا آستراخان و نیز آمریکای شمالی، هندوستان، پاکستان، بنگلادش، بوتان، نپال و تبت را شامل میشود.[4] همچنین کشورهایی مانند مصر و چین جزو سرزمینهایی نیستند که در آنها نوروز جشن گرفته میشد، اما امروزه جشنهایی مشابه جشن نوروز در این کشورها برگزار میشود. سازمان ملل متحد در تاریخ 24 فوریه 2010 با تصویب یک قطعنامه در مقر سازمان در نیویورک، عید نوروز را به عنوان روز بینالمللی نوروز و فرهنگ صلح در جهان به رسمیت شناخت.

با ارزوی 12 ماه شادی 52 هفته خنده 365 روز سلامتی 8760ساعت عشق 525600دقیقه برکت 315300ثانیه دوستی سال نو پیشاپیش مبارک
این بار می خواهم هفت سین عید را با یاد تو بچینم
سبزه را با یاد روی سبزه ات
سمنو به یاد شیرینی لبخندت
سایه دانه به رنگ چشم هایت
سرکه با یاد ترشی مهربانیت
سیب با یاد تردیه گونه هایت
سکه با یاد درخشش قلبت
سیر با یاد تندی کلامت
با همه خوبی ها و بدی هایت ... دوستت دارم
امام حسین علیه السلام بیشتر از آب ،تشنه لبیک بود،اما افسوس که به جای افکارش ، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد اورا، بی آبی نامیدند. دکتر شرعتی


توزیع، رساندن محصول مناسب در زمان مناسب و مکان مناسب، به مشتریان هدف است. توزیع یکی از ارکان اساسی تاکتیکهای بازاریابی است که به همراه دیگر عوامل همچون محصول، قیمت، و ارتباطات، برای متقاعد ساختن مشتریان به کار گرفته میشود. توزیع مؤثر میتواند مزیت رقابتی یک بنگاه اقتصادی نسبت به رقبای خودش باشد .
یک سیستم توزیع باید 5 دستهی اصلی از وظایف را به انجام رساند که عبارتنداز :
- ذخیرهسازی و انبار کالا برای توزیع
- دریافت سفارش از مشتریان
- تحویل کالا به مشتریان
- وصول مطالبات
- کنترل و دریافت اطلاعات از بازار
اما نکتهی قابل توجه، تحقق هرچه بیشتر پیشبینی صورت گرفته از قبل بود؛ برای مثال از چند سال قبل پیشبینی شده بود که فروشگاههای خردهفروشی بزرگ در ایران گسترش مییابند و حالا شاهد هستیم که درکنار فروشگاههای شهروند و رفاه، امروزه فروشگاههای زنجیرهای نظیر هایپراستار، پروما، صرفه، و... نقش خاصی در نظام توزیع خردهفروشی ایفا میکنند .
همچنین پیشبینی شده بود که عمدهفروشان با اقبال کمتری مواجه خواهند شد و علت آن ارتباط هرچه بیشتر بنگاههای اقتصادی تولیدکنندهی محصولات و روی آوردن آنها به سمت راهاندازی سازمانهای توزیع است و چون به این طریق تعامل بین خردهفروشیها و بنگاههای اقتصادی بیشتر شده است بنابر این بنکداران و عمدهفروشان میبایست در فکر چاره باشند و با تغییر در تفکرات و اقداماتشان، به سمت سایر بخشهای زنجیرهی ارزشآفرینی حرکت کنند. منظورم راهاندازی سازمانهای توزیع به وسیلهی عمدهفروشان و بنکداران و تغییر در الگوهای ارتباط با بازارشان است .
پیشبینی دیگر گسترش خرید از محل خانه است که آن هم با شدت در بازار ایران در حال جا افتادن است. ما شاهد تمام موارد زیر در زندگی خودمان هستیم :
- سفارش از طریق اینترنت و تحویل در منزل یا محل کار
- بازاریابی و فروش تلفنی با دفاتر کار و منازل
- تعامل مشتری و بنگاه اقتصادی از طریق ارسال کاتالوگ
- خرید به کمک برنامههای تلویزیونی
- پیشنهادهای فروش در رادیو، روزنامه، و ...
- و ...
به هر حال نظامهای توزیع که شاید از بین تمام تاکتیکهای بازاریابی (سیاستهای محصول، قیمت، ارتباطات، و...) بیشترین وابستگی با فرهنگ و سنت ایران را داشته باشد نیز درحال دگرگونی است. و بنگاههای اقتصادی چارهای ندارند جز اینکه متناسب عصر حرکت کنند.و یکی از مهمترین تغییرات در نظام توزیع، مربوط به توزیع مویرگی است که موضوع اصلی این سرمقاله است .
توزیع مویرگی :
توزیع مویرگی رساندن محصولات تا آخرین فروشنده است. مویرگها، رگهای کوچکی هستند که وظیفهی رساندن خون به سلولها را به عهده دارند و با این استعاره، نظام توزیع مویرگی شکل گرفته است .
توزیع مویرگی نظام و تفکری است که میبایست در تمام بنگاههای اقتصادی مورد توجه جدی قرار گیرد. توزیع مویرگی فقط خاص شرکتهای عرضهکنندهی محصولات صنایع غذایی و بهداشتی و آرایشی نیست .
امروزه تولیدکنندگان و عرضهکنندگان تجهیزات آشپزخانه، لوازم خانگی، مبلمان، انواع ابزارآلات صنعتی و مصرفی و... میتوانند با پیادهسازی مدیریت توزیع مویرگی از مزایای فراوان آن خودشان را بهرهمند سازند. نکتهی مهم طراحی درست این نظام و تعهد و حمایت مدیران ارشد برای اجرای آن است .
مزایای اصلی توزیع مویرگی :
توزیع مویرگی به شرط زمینهسازی و پیادهسازی درست آن در مرحلهی تدوین استراتژی و همخوانی آن با سایر تاکتیکها نظیر ارتباطات، قیمتگذاری، و... و از همه مهمتر جذب و آموزش صحیح منابع
انسانی شایسته، مزایای فراوانی خواهد داشت که عبارتند از :
1- جمعآوری اطلاعات دقیقتر و بهروزتر از بازار
نیروهای شاغل در توزیع مویرگی چون با آخرین حلقهی نظام توزیع یعنی خردهفروشان ارتباط دارند و حتی هنگامی که در محل کسب خردهفروشان هستند امکان ارتباط آنها با مصرفکنندگان و شنیدن صدای آنها بیشتر است، در معرض اطلاعات دقیقتر و بهروزتر هستند .
فقط لازم است نیروها با چشم باز، گوش شنوا، و مغز فرصتسنج در کسب اطلاعات کوشا باشند و بتوانند با گزارشنویسی دقیق و گزارشدهی شایسته
این اطلاعات را به مدیران خویش جهت تصمیمگیری منتقل سازند .
قبول کنیم که نمایندگیها و عمدهفروشان به اندازهی نیروهای خود شرکت
در ارائهی اطلاعات موفق نیستند یا بخشی از آن را سانسور میکنند .
2- پوشش بیشتر بازار
تفکر توسعهی بازار بر این است که برای بلندمدت کار کند و بسترهایی را فراهم سازد تا در طولانیمدت در بازار حضور داشته باشد؛ یکی از این راهها، شناخت بیشتر بازار هدف از شرکت مربوطه و محصولات آن است. برای همین است که شرکتها هزینههای سرسامآور تبلیغات و ارتباطات را میپذیرند .
حال یکی از بهترین راهها، در معرض دید مشتریان و مصرفکنندگان بودن محصولات است .
با بهکارگیری نظام توزیع مویرگی، با هدف قرار دادن محصولات در ویترین فروشگاهها، حتی آنهایی که فروش پایینی دارند، عملا پوشش بازار بیشتری خواهید
داشت و به این طریق اقدامی در ماندن در بلندمدت انجام شده است .
3- ارتباطات گستردهتر با مشتریان :
با تهیهی بانک اطلاعاتی از تمام خردهفروشان، امکان ارتباطات بیشتر با آنها را فراهم میسازید؛ برای مثال از طریق ایمیل، تلفن، و فکس آخرین اطلاعات را به ایشان منتقل میکنید تا دریافت کنند. همچنین با خیال راحتتر مشوقهای انگیزشی خودتان را به آنها میرسانید .
4- کاهش ریسک از دست دادن مشتری
هنگامی که شما یک بنکدار یا عمدهفروش را از دست میدهید، ممکن است درصد قابل توجهی از سهم بازارتان را از دست داده باشید، اما اگر به هر دلیل ارتباط شما با یک خردهفروش قطع شود، فقط درصد ناچیزی از سهم بازار کم میشود و امکان جایگزینی آن نیز سریعتر و سادهتر خواهد بود .
5- کاهش سوختی پول
در کنار توضیحات ارائهشده، اگر با یک عمدهفروش یا بنکدار مشکل مالی پیدا کنید یا خداینکرده ایشان ورشکست شوند، بخش قابل توجهی از سرمایهی شما درگیر میشود. اما این احتمال در هنگام مواجهه با خردهفروشان بسیار پایین است .
6- افزایش قدرت چانهزنی شرکت
عمدهفروشان به دلیل خریدهای کلان، قدرت چانهزنی بیشتری داشته و امتیازات بزرگتری از شرکتها دریافت میکنند که میزان آن برای خردهفروشان بسیار پایین بوده و شما خودتان را اسیر شبکهی توزیع نکردهاید .
7- کاهش احتمال شکلگیری رقبای جدید
در بازار شاهد هستیم که شرکتها با اسیرکردن خودشان در دست عمدهفروشان و بنکداران عملاً با خردهفروشان ارتباطی ندارند و چون این توزیعکنندگان بزرگ هستند که بازار را در دست دارند، زمانی میرسد که آنها با داشتن سرمایهی بالا و دکان، خودشان را از شرکت تولیدکننده بینیاز میبینند و بنابراین خودشان با احداث یا خرید کارخانه و معرفی برند خودشان رقیب قدری برای آن شرکتی میشوند که از بازار توزیع هم بیخبر است .
اخیراً با شکلگیری دهکدهی جهانی و تعاملات روزافزون و ساده شدهی کشورها، دیگر بنکداران و عمدهفروشان خودشان را از روی آوردن به سمت تولید و درگیرشدن در پیچ و خمهای آن نیز خلاص میکنند و با عقد قرارداد با تولیدکنندگان خارجی بخصوص چینیها، تولید را بهصورت مدیریت بدون کارخانه پیش میبرند و خودشان با تیزهوشی قابل تحسین در مدیریت برند، مدیریت نوآوری، و مدیریت بازاریابی و فروش، انرژیشان را صرف میکنند .
پس شرکتها هم باید مواظب رقیبپروری از سوی خودشان باشند .
8- کاهش امکان زیرفروشی
بنکداران و عمدهفروشان چون بهصورت کلان خرید میکنند و بنابراین از تخفیفات لازم برخوردار میشوند، بعضی از مواقع از شرکت تولیدکننده بهعنوان بانک راحت خود استفاده میکنند، به این معنی که پس از تهیهی جنس آن را زیر قیمت مقرر شده به بازار عرضه میکنند و عملاً با کاهش سود، خودشان یا در مواردی گذشت از سود، تأمین نقدینگیشان را انجام میدهند .
حال این شرکت اصلی است که با معضلاتی چون چندنرخی شدن جنس در بازار، کاهش قدرت فروش خودش، در اختیار قراردادن بازار به رقبا و ... مواجه میشود .
9- جریان دائم نقدینگی
با پیادهسازی و اجرای نظام توزیع مویرگی، شرکتها درگیر خردهپول بیشتری نسبت به قبل میشوند، و رقم چکها کم میشود. اما درکنار کاهش ریسک که توضیح داده شد، جریان دائم و هر روزهی پولی به شرکت است که خود در مدیریت پول و نقدینگی در بازار امروزه حائز اهمیت است .
10- امکان تفویض اختیار بیشتر به شعبات :
شرکتها با بهکارگیری نظام توزیع مویرگی با راهاندازی شعبات در سراسر کشور که گاه با ده شعبهی کل کشور قابل پوشش است، و ارائهی اختیارات به مدیران شعبات درست انتخاب شده و درست آموزش دیده شده، امکان مدیریت بر بازار با بهکارگیری اصول سرعت، دقت، و کیفیت را مهیا میسازند .
سایر مزایای توزیع مویرگی
درکنار مزایای اصلی یاد شده برای نظام توزیع مویرگی، این سیستم، مزایای دیگری هم دارد که به ذکر عناوین آنها (به جهت طولانی نشدن سرمقاله) اکتفا میکنم .
- گسترش سهم بازار در بین عاملان فروش بیشتر و یاوران بیشتر در بازار
- افزایش سود در بلندمدت به دلیل کم کردن هزینههای توزیع سیستم بنکداری و عمدهفروشی و کاهش سوختی پول، و ...
- افزایش چابکی سازمان و امکان سریعتر پیاده شدن تفکرات شرکت در بازار
- پیشینهسازی فروش با بهکارگیری نیروهای شایسته و آموزش مناسب آنها
- ارائهی خدمات بهتر و بیشتر به مشتریان با سرعت مناسب
- افزایش انعطافپذیری در برابر تغییرات احتمالی بازار
- کنترل بیشتر بر هویت برند
- همترازی بیشتر هدفهای شرکت با هدفهای مشتریان
- ساختن زیرساختهای محکم در بازار
- سرعت عمل در رساندن محصولات به خردهفروشان و حذف یا کم کردن هزینههای انبارداری آنها
- قابلیت حمل مستقیم و کاهش ضایعات حل مجدد
- حمایت بیشتر از خردهفروشان
- ارتقای برنامههای ضمانت
- ارتقای امکان ترویج در محل خردهفروشیها
- مدیریت بهتر و بیشتر بر موجودی کالا و برنامههای انبارگردانی
- مدیریت بهتر مرجوعیها
- پشتیبانی فروش
- امکان بیشتر تولید سفارشی
- آموزش مرتبط با محصول و تکنیکهای فروش برای خردهفروشان
- ارتقای حس همدلی بیشتر بین شرکت و خردهفروشان
- کنترل عملکرد توزیع مویرگی با گفتگوی دوطرفه با خردهفروشان
- دقت بیشتر در انتخاب شرکای تجاری با حضور مرتب در بازار
- ارتقای دیدگاه فعالیت تیمی و نگرش سیستمی در سازمان
- مدیریت شایستهتر تغییر با درک بهتر از بازار و عملکرد رقبا
- و کاهش امنیت روانی برای مدیران شرکت
نتیجه :
میدانم تغییر در سیستم توزیع که سالیان سال با آن خو گرفتهایم، سخت است و میدانم بسیاری از شرکتها پس از مدتی با ترس از دست دادن سهم بازار در جهت نگرانی و ترسی که بنکداران و عمدهفروشان برای آنها ایجاد میکنند، مجدداً به ساختارهای گذشته بازمیگردند، اما آیندهی نظام توزیع بازار ایران روی آوردن به سه عامل است :
- گسترش نظام توزیع مویرگی تا سطح آخرین فروشنده
- فروش خانه به خانه و بازاریابی تک به تک با بهرهگیری از اینترنت، تلفن، و مراجعهی حضوری
- گسترش فروشگاههای خردهفروشی بزرگ
امیدوارم شما شرکتی باشید که این توصیهها را جدی بگیرید و پس از چند سال از ثمرات و برکات آن منتفع شوید و شرکتی نباشید که نخواهید بیدار شوید .

گاهی وقتها عدم موفقیتهای مالی به علت داشتن الگوهای مالی قدیمی و نادرست اتفاق میافتد.(فعلا تورم قشر با درآمد ثابت رو فلج کرده و دنیا دست سرمایه دارهای کشور است)
شما با تغییر این الگوها، میتوانید رفتارهای مالیتان را بهبود بخشید و به موفقیتهای بیشتری دست پیدا کنید.
یک راه خوب برای خارجشدن از چهارچوب الگوهای قدیمی این است که برنامه مالی مشخصی داشته باشید و مصارف و مخارجتان را بودجهبندی کرده و درصد مشخصی از درآمدتان را به کارها و فعالیتهای موردنظرتان تخصیص دهید و سعی کنید از این الگو پیروی کنید.
این کار کمک میکند تا بهتر بتوانید هزینههایتان را مدیریت کنید. برای شروع میتوانید از الگوی پیشنهادی زیر استفاده کنید.
55 درصد برای نیازهای اصلی و روزمره:(البته اگه واقعاً بتونی با این مقدار حداقل زنده بمونی)
معمولا بیشترین بخش درآمد، صرف مواردی مانند خوراک، پوشاک، مسکن، بیمه، لوازم خانگی و چیزهایی از این دست - که جزء ضروریات زندگی هستند - میشود. این موارد هزینههای بالایی دارند اما آنقدر ضروری هستند که نمیتوان از آنها چشمپوشی کرد.
10 درصد برای یادگیری و آموزش:
برای تقویت قوای ذهنی و افزایش تواناییهایتان و برای اینکه بیشتر بیاموزید و رشد کنید، مبلغی درنظر بگیرید. با این کار موقعیتها و فرصتهای جدیدی پیش رویتان قرار خواهد گرفت و به موفقیتها و پیشرفتهای بیشتری دست پیدا خواهید کرد.
10 درصد برای تفریح و لذت:
هر ماه بخشی از درآمدتان را برای تفریحات و علاقههای شخصیتان درنظر بگیرید. سعی کنید این احساس را از خودتان دور کنید که پولتان به هدر میرود. خرجکردن پول در مواردی که موردعلاقه شماست، باعث شادی و آرامش شده و احساس لذت و رضایت از زندگی را در شما بالا میبرد.
10 درصد برای پسانداز:
هر ماه مبلغی برای اهداف و برنامههای بلندمدت، مانند خرید مسکن، پسانداز کنید. از این مبلغ میتوانید برای بازپرداخت یک وام یا شرکت در سرمایهگذاریهای بلندمدت و مطمئن استفاده کنید.
10 درصد برای پسانداز بازنشستگی:
بهتر است پولی را که در این حساب نگه میدارید، خرج نکنید مگر اینکه بتوانید پول بیشتری تولید کرده، سرمایهگذاری کنید و در درازمدت بتوانید از محل ا ین پول درآمد بیشتری به دست آورید.
5 درصد برای هدایا و امور خیریه:
این حساب میتواند یکی از قسمتهای مهم بودجه شما باشد تا به وسیله آن احساس سخاوتمندی، بخشش و کمک به دیگران خود را ارضا کنید. با این پول میتوانید به افراد خانواده و دوستانتان هدیه بدهید، در امور خیریه و هر فعالیتی که به تحقق اهداف عمومی و مردمی کمک کند، شرکت کنید. این کار باعث میشود از خرجکردن پول احساس بدی نداشته و نسبت به ثروتمندشدن و قدرت ناشی از آن حس خوبی داشته باشید.
این الگو فقط یک نمونه پیشنهادی است و هر فردی میتواند با هر میزان درآمد، برنامه مالی متناسب با موقعیت و وضعیت خودش تنظیم کند و مقدار پولی که در اختیار دارد، به درصدهای کوچکتری تقسیم کرده و بودجهبندی کند.
یکی از مزایای داشتن الگو و برنامه مشخص مالی این است که شما را از چهارچوبهای قدیمی دور کرده و به شما کمک میکند تعادل را رعایت کنید و با هزینه بیش از اندازه در یک بخش، به اهدافتان در سایر بخشها لطمه وارد نکنید.
در دنیای ماشینی امروز، رضایت شغلی یکی از مؤلفههای مهم و مؤثر سلامت روان محسوب میشود و بدون تردید یادگیری اصولی که بتواند به ایجاد یا افزایش رضایت شغلی در ما منجر شود، به طریق اولی خواهد توانست سلامت روان ما را نیز ارتقا بخشد...
آقای هنری، مسوول روابط عمومی یک بوتیک در منهتن است، با سه همکار و دو رییس. بوتیکی که او در آن کار میکند وابسته به شرکت بزرگی است که روزگاری به خاطر برنده شدن جایزههای مکرر و داشتن مشتریهای زیاد مشهور بود اما امروز آقای هنری در روز با بیشتر از پنج مشتری سر و کله نمیزند و صاحبان هم فکر نمیکنند دیگر به آن روزها برگردند چون شرکتشان نمیتواند به روزهای اوج خود باز گردد. همین مساله باعث شده که کارمندانی چون آقای هنری کمکم به سرنوشت مترجمان حق التحریر دچار شوند: پرداختهای دیر به دیر و سر انجام اخراج. هنری میگوید: «شرایط من مثل یک کشتی در حال غرق شدن است. احساس میکنم پارانویا دارم. به وضوح میبینم که از تعداد افراد کارآمد کم شده و صاحبان مغازهها هم دیگر نبوغ تجاری گذشته را ندارند. من سعی میکنم از این گرداب فرار کنم.»
اما او نمیتواند. مدت یک سال است که او دنبال کاری خارج از حیطه روابط عمومی میرود اما در سه ماه گذشته حتی یک مورد هم پیدا نکرده است. تمام زمینههایی که هنری مایل است در آنها کار کند، دچار بحران اقتصادیاند و هیچ یک نیروی جدید استخدام نمیکنند. هنری حتی در شرکت فعلی خود هم امنیت شغلی ندارد و آنجا هم همه چیز روز به روز بدتر میشود. البته او تنها کسی نیست که از این موضوع رنج میبرد. مطابق آماری که سایت «کریربیلدر» در سال 2009 ارایه داده 30 درصد کارمندان از شغل خود ناراضی هستند اما به توجه به بحران جهانی کنونی، این 30 درصد هم آرزو میکنند شغلی فعلیشان را از دست ندهند چون میترسند نتوانند کار دیگری پیدا کنند.
خانم کلی انترن 22 ساله، یکی از همین افراد است. حقوق او کمتر از حداقل دستمزد است و بیمه درمانی هم ندارد اما با وجود اینکه از کارش ناراضی است میگوید که ترس او را سر جایش نگه میدارد: «بعد از گذشتن سه م
اه از فارغ التحصیل شدنم خیلی دنبال کار گشتم و بالاخره موفق شدم این یکی را پیدا کنم. ابتدا قصد داشتم تا پایان سال گذشته اینجا بمانم اما نمیتوانم این شغل را رها کنم. معلوم نیست بتوانم شغل دیگری پیدا کنم.» البته ترس از پیدا نکردن شغل دیگر، تنها دلیلی نیست که کسانی را که از شغلشان متنفرند سرجایشان مینشاند. دلیل دیگر ترس از دست دادن مزایاست.
? چه کنیم؟
اگر به خاطر شرایط اقتصادی میترسید شغل خود را رها کنید و دنبال شغل تازه باشید، میتوانید به 10 روش زیر که از سوی کارشناسان توصیه شده عمل کنید. این روشها شغلتان را قابل تحمل میکند تا زمانی که فرصت شغلی دیگری بیابید.
1) واقعگرا باشید: بسیاری از کارشناسان توصیه میکنند شغلتان را رها نکنید، مگر اینکه توانسته باشید کار دیگری دست و پا کنید.
شما خوش شانساید که شغلی دارید حتی اگر از آن بیزارید اما این کارشناسان در عین حال معتقدند نباید فکر کنید که شانس پیدا کردن شغل دیگر را به هیچ وجه ندارید. اگر دنبال کار دیگر نباشید، مسلما موقعیت شغلی جدید پیدا نمیکنید.
2) دیدگاهتان را عوض کنید: احتمالا فکر میکنید در موقعیتی هستید که از جایگاه واقعی شما فاصله دارد. بهتر است طور دیگری فکر کنید: شغلی که هماکنون دارید مانع نیست بلکه سکوی پرش شماست. اگر باور کنید که شغل شما به زندگی شما ارزش میدهد، به تلاش خود خواهید افزود. شغل شما، اجاره خانهتان را پرداخت میکند. از مزایای آن استفاده میکنید. به شما این فرصت را میدهد که با افراد جدید آشنا شوید و استعدادهای شما را شکوفا میکند.
3) موقعیتهای پنهان را کشف کنید: در حیطه همین شغلی که دارید، حتما کاری هست که دوست دارید انجامش دهید و واقعا هم خوب انجامش میدهید. آن را پیدا کنید. با موفقیت انجامش دهید و مطمئن شوید این کاری است که شما بهتر از هر کس دیگر میتوانید انجامش دهید. این تضمینکننده ارزش افزوده شماست.
4) خوبیهای شغلتان را پیدا کنید: وقتی از شغلتان ناراضی هستید، همیشه به قسمتهای نفرتانگیز کارتان فکر میکنید. اشتباه است. حتما بخشهایی از کارتان را دوست دارید. روی آن قسمتها تمرکز کنید. مثلا به همکاری که دوستش دارید، فکر کنید یا جلسات، ماموریتها و کارگاههای آموزشی که از وقت صرف کردن در آنها لذت میبرید. بهتر است در روز وقت بیشتری برای اموری که به آن علاقه دارید، صرف کنید.
5) چیزهایی که دوست ندارید، بررسی کنید: وقتی از شغلتان راضی نیستید، مهمترین کار این است که دلیل این ناراضی بودن چیست. با این کار دقیقا میفهمید از چه چیزی رنج میبرید و این تحمل شرایط را برایتان آسانتر میکند. با این کار میفهمید چه چیزهایی را نباید در شغل آیندهتان تکرار کنید.
6) روی مسایل مورد علاقهتان تمرکز کنید، مثلا فیش حقوقیتان: در هر فلاکتی موقعیت خوبی هم وجود دارد و اگر آن را نبینید، احتمالا در شغل آیندهتان هم به بنبست میرسید. کارهایی که از انجام دادنشان لذت میبرید، لیست کنید و سعی کنید از این کارها بیشتر انجام دهید. حتما چیزهایی هستند که خوشتان میآید یا خوشتان میآمده، وگرنه از ابتدا این شغل را قبول نمیکردید.
7) روی استعدادهایتان سرمایهگذاری کنید: به مدارس شبانه بروید. عشقتان را دنبال کنید. یک مربی زندگی استخدام کنید. به سرگرمیهایتان برسید. با پرورش استعدادهایتان و قویتر کردن خود، کاری کنید که پول قادر به انجام آن نیست.
8) افرادی که مثل خودتان هستند، پیدا کنید: شما تنها کسی نیستید که از شغلتان متنفرید و اولین کسی هم نیستید که میخواهید از این موقعیت نجات پیدا کنید. میتوانید با همکاران قدیمیتان که هم اکنون شغل دیگری دارند شبکه تشکیل دهید.
9) دنیای خود را نو کنید: بسیاری از کارمندان میخواهند کارشان را عوض کنند چون احساس میکنند دیگر پویا نیستند و میخواهند در محیطی دیگر این مساله را حل کنند. یادگرفتن کارهای جدید و بالا بردن توانمندیها، آشنا شدن با آدمهای جدید و ایجاد رقابت راههایی هستند که ذهنتان را مشغول میکنند تا به نفرت از شغلتان فکر نکنید.
10) داوطلب شوید: دنبال موقعیتهایی باشید که میتوانید داوطلبانه در آن مشغول شوید. مثلا ماموریتی که به نیروی کمکی احتیاج دارد یا کمیتهای که میخواهد توسعه یابد. برای چنین کارهایی داوطلب شوید و از انجام دادن کارهایی که دوست دارید، لذت ببرید حتی ممکن است از این راه شغل دیگری گیرتان بیاید.